تحولات منطقه

داستان‌ها تسکین‌دهنده‌اند؛ به عبارت دیگر بهترین مورفین برای روان خسته‌ انسان معاصر هستند. اما خوب نوشتن و درست پروراندن این جهان‌های خیالی خود مسئولیتی جدی و انکارناپذیر است؛ به‌ویژه زمانی که مخاطب آن کودک و نوجوان باشد.

مورفینی به نام داستان در دوران جنگ/ راز نامیرایی داستان‌ها چیست؟
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در هیاهوی جنگ و جهانی که ما را به ورطه‌ نگرانی‌ها و ناامیدی‌ها فرو می‌برد، چند کلیدواژه اصلی با آتشی تند بیش از همه ضربان قلب ما را بالا و پایین می‌برد؛ پهپاد، بی-۲، آتش‌سوزی، انفجار، بمباران و شهادت. واژه‌هایی که در چند هفته گذشته ما را دائماً به اعماق گودال سیاه نگرانی، خشم و غم فرو برده است. اما در این شرایط یک اکسیر جادویی برای حفظ بقا و روحیه وجود دارد و آن هم جهان خیال‌انگیز داستان‌ است که می‌تواند هنوز هم روزنه‌ امید را در دلمان شعله‌ور کند. داستان‌ها تسکین‌دهنده‌اند؛ به عبارت دیگر بهترین مورفین برای روان خسته‌ انسان معاصر هستند. اما خوب نوشتن و درست پروراندن این جهان‌های خیالی خود مسئولیتی جدی و انکارناپذیر است؛ به‌ویژه زمانی که مخاطب آن کودک و نوجوان باشد.

تحقیقات نشان داده‌اند یک فرد بزرگسال دست‌کم ۶درصد از روز خود را به شیوه‌های مختلف، از کتاب و فیلم گرفته تا روایت‌های کوتاه شبکه‌های اجتماعی، صرف داستان‌ها می‌کند.

حال اگر داستان چنین قدرتی در ذهن بزرگسالان دارد، تأثیر آن بر ذهن در حال شکل‌گیری کودک و نوجوان تا چه اندازه عمیق‌تر خواهد بود؟ کودک، جهان را نخست از خلال روایت‌ها می‌شناسد؛ با قهرمان‌ها می‌ترسد، شجاع می‌شود، شکست می‌خورد و دوباره برمی‌خیزد. نوجوان هویت متزلزل خود را در آینه‌ داستان‌ها می‌آزماید و پرسش‌های خاموشش را در لابه‌لای سطرها فریاد می‌زند. از همین رو، داستان‌نویسی برای این گروه سنی یک مشارکت مستقیم در شکل‌گیری نگاه آنان به خود، دیگران و جهان است.

داستان خوب برای کودک و نوجوان می‌تواند بذر همدلی، تفکر انتقادی، تاب‌آوری و تخیل خلاق را در جان آن‌ها بکارد. در مقابل، داستان سطحی یا کلیشه‌ای، این فرصت طلایی را به تجربه‌ای کم‌اثر یا حتی گمراه‌کننده بدل می‌کند. راز نامیرایی داستان‌ها شاید در توانایی‌شان برای ساختن انسان، پیش از آنکه جهان بیرونی او را شکل دهد، همین‌ جا نهفته باشد.

در ادامه درباره چگونگی نوشتن یک داستان خوب و راز نامیرایی داستان در شرایط بحرانی با محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقد ادبی گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

مورفینی به نام داستان در دوران جنگ/ راز نامیرایی داستان‌ها چیست؟

محمدرضا سرشار، نویسنده و پژوهشگر ادبی

جذابیت؛ مهم‌ترین عامل موفقیت داستان کودک و نوجوان

محمدرضا سرشار، نویسنده و پژوهشگر ادبی با تأکید بر اینکه مهم‌ترین و نخستین مؤلفه‌ یک داستان خوب برای کودک و نوجوان، جذابیت آن است، می‌گوید: کودک یا نوجوان در برخورد نخست با کتاب، پیش از هر چیز به این توجه می‌کند که آیا داستان جذاب است یا نه؛ بنابراین نویسنده، ناشر، والدین و حتی معلمی که کتابی را معرفی می‌کند، باید این اصل را در نظر داشته باشد.

وی می‌افزاید: حتی اگر بهترین و عمیق‌ترین مفاهیم در یک کتاب مطرح شده باشد، اما اثر فاقد جذابیت باشد، نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت و تلاش نویسنده بی‌ثمر خواهد بود.

این نویسنده سرشناس با اشاره به چگونگی ایجاد جذابیت در داستان توضیح می‌دهد: یکی از عوامل اصلی، داشتن قصه‌ای تازه است. داستان‌های تکراری که مشابه آن‌ها بارها نوشته شده یا آثاری که از نظر طراحی داستان ضعیف‌اند و نویسنده در آن‌ها تخیل کافی به کار نبرده، برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب نیستند.

ظاهر کتاب در جذب کودک نقش تعیین‌کننده دارد

سرشار درباره نقش مؤثر تصویرگری در جذب مخاطب بیان می‌کند: ظاهر کتاب، برخلاف بزرگسالان، برای کودکان و نوجوانان اهمیت بسیار زیادی دارد. کودکان معمولاً نام نویسنده یا ناشر را نمی‌شناسند و به خاطر نمی‌سپارند، بلکه آنچه در نگاه نخست آن‌ها را جذب می‌کند، ظاهر کتاب است.

او ادامه می‌دهد: از تصویر روی جلد گرفته تا صفحه‌آرایی، تصاویر داخلی و حتی نوع حروفی که برای متن انتخاب می‌شود، همگی باید متناسب با سن مخاطب باشند. به همین دلیل، در کتاب کودک و نوجوان، توجه به ظاهر کتاب در اولویت قرار دارد.

نام کتاب؛ عاملی ساده اما مؤثر

محمدرضا سرشار با تأکید بر اهمیت نام کتاب عنوان می‌کند: نام کتاب نقش مهمی در جذب کودک دارد. گاهی نام‌هایی انتخاب می‌شود که حتی غلط‌انداز است و محتوای واقعی داستان را نشان نمی‌دهد، اما همین نام می‌تواند کودک را به انتخاب کتاب ترغیب کند.

این منتقد ادبی تصریح می‌کند: پس از جذب اولیه، زبان داستان اهمیت پیدا می‌کند. زبان باید ساده، قابل فهم و عاری از واژگان دشوار باشد و جملات نباید طولانی و نفس‌گیر باشند. البته هر گروه سنی اقتضائات خاص خود را دارد؛ برای مثال در داستان‌های خردسالان، جمله‌ها معمولاً نباید بیش از پنج کلمه باشد. در حالی که گاهی دیده می‌شود جملات بسیار بلند در کتاب‌های خردسالان نوشته می‌شود که کاملاً نامناسب است.

نوشتن برای کودک، ترکیبی از هنر و دانش است

سرپرست نویسندگان «شهرزاد؛ دختر شرقی» می‌گوید: نوشتن برای کودکان و نوجوانان هرچند در اصل یک هنر است، اما بخش مهمی از آن هم، دانش و آگاهی علمی است. نویسنده باید ویژگی‌های سنی، نیازها، علایق و دنیای ذهنی مخاطب خود را بشناسد و آن‌ها را در اثرش رعایت کند.

وی همچنین در پاسخ به نقش تجربه‌ زیسته نویسنده عنوان می‌کند: با افزایش سن، عوالم کودکی به‌تدریج در ذهن انسان کمرنگ می‌شود. نویسنده‌ای که برای کودکان می‌نویسد باید بتواند به صورت ارادی به دنیای کودکی خود بازگردد یا از طریق مطالعه یا تجربه، این شناخت را بدست آورد.

این منتقد داستان می‌افزاید: احساساتی مانند دوست داشته شدن، درک شدن و امنیت برای کودکان بسیار حیاتی است و باید در آثار کودک به آن‌ها توجه شود. همچنین بسیاری از چیزهایی که برای بزرگسالان عادی است، برای کودک می‌تواند تجربه‌ای متفاوت یا حتی ترسناک باشد.

نیاز نوجوان امروز؛ سرگرمی همراه با کشف

محمدرضا سرشار درباره تأثیر تجربه زیسته نویسنده در ارتباط با مخاطب می‌گوید: اگر نویسنده دانش کافی ندارد، می‌تواند از طریق مطالعه‌ کتاب‌های روان‌شناسی و تعلیم و تربیت کودک، این خلأ را جبران کند. همچنین وجود ویراستاران متخصص در حوزه‌ کودک و نوجوان ضروری است، زیرا ممکن است نویسنده در زبان دچار مشکل باشد.

وی درباره‌ انتظار مخاطب امروز نیز تصریح می‌کند: کودک و نوجوان امروز می‌خواهد سرگرم شود، لذت ببرد و در عین حال با مفاهیم تازه مانند شناخت خود، سرزمین‌ها، فرهنگ‌ها و نکات ظریف زندگی از طریق داستان آشنا شود. در کنار این اهداف آشکار، نویسندگان معمولاً اهداف بلندمدت‌تری مانند آماده‌سازی کودک برای ورود به اجتماع را نیز به‌صورت غیرمستقیم دنبال می‌کنند.

بحران نشر و اقتصاد نویسندگی کودک

این نویسنده یکی از دلایل گرایش کودکان به آثار خارجی را حجم بالای تولیدات غربی می‌داند و می‌گوید: از آنجا که تولیدات داخلی به اندازه‌ کافی نیست، ناگزیر به استفاده از ترجمه شده‌ایم. برخی از این آثار با قهرمان‌سازی‌های خاص، ذائقه‌ کودکان را شکل می‌دهند؛ اما نمی‌توان صرفاً به تقلید از آن‌ها پرداخت.

نویسنده «از سرزمین نور» با اشاره به مشکلات نشر عنوان می‌کند: پژوهش، نقد و آموزش در حوزه‌ ادبیات کودک بسیار کمرنگ است. از سوی دیگر، یافتن ناشری که حاضر به سرمایه‌گذاری جدی باشد، دشوار شده و برخی ناشران، نویسندگان را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار می‌دهند.

او ادامه می‌دهد: این شرایط موجب شده نوشتن برای کودکان از نظر مالی برای بسیاری از نویسندگان معقول نباشد و این مسئله بر کیفیت تولیدات اثر منفی گذاشته است.

تهدید آینده ادبیات کودک با نگاه اقتصادی به فرهنگ

محمدرضا سرشار با تأکید بر اینکه در حکومتی مانند ایران، سرمایه‌گذاری در فرهنگ و تعلیم و تربیت باید بدون انتظار بازگشت مادی انجام شود، بیان می‌کند: در حال حاضر، کار روی همت فردی بعضی می‌گردد. نباید به عرصه فرهنگ به خصوص کودک و نوجوان نگاه مادی داشته باشیم. اگر همه چیز بر اساس عرضه و تقاضای بازار پیش برود، آثار پرفروش فاقد ملاحظات تربیتی، جای نیازهای واقعی کودکان را می‌گیرد. اغلب نهادهای فرهنگی دولتی با وجود مصرف هزینه‌های بالا نتوانسته‌اند از نظر کمی و کیفی به رسالت فرهنگی، دینی و اسلامی خود در این عرصه عمل کنند.

او در توصیه به کسانی که تازه می‌خواهند وارد این عرصه بشوند، می‌گوید: نویسنده‌ کودک و نوجوان پیش از هر چیز باید نویسنده‌ای خوب به معنای عام کلمه باشد و سپس تخصص نوشتن یا سرودن یا تصویرگری برای کودکان را کسب کند.

این نویسنده ادامه می‌دهد: نوشتن برای کودک و نوجوان یک تخصص اضافه بر نویسندگی به معنای عمومی کلمه است. اما معمولاً این جریان برعکس است. اغلب، کسانی که نمی‌توانند برای بزرگسال داستان بنویسند، با خودشان می‌گویند حتماً برای کودکان می‌توانیم بنویسیم! در صورتی که نباید این طور باشد و همین مسئله یک خسارت بزرگ است.

بازنویسی متون کهن، نیازمند موفقیت در نویسندگی خلاقه

سرشار معتقد است بازنویسی در ادبیات کودک ما زیاد شده است و بیان می‌کند: بسیاری از نویسندگانی که هیچ اثر خلاقه‌ای برای کودکان ندارند، ده‌ها کتاب بازنویسی شده برای آنان دارند. اگر نویسنده‌ای در عرصه خلاقه موفق نباشد، نباید کار بازنویسی‌اش را خرید. ظاهر بازنویسی ساده است، داستان وجود دارد اما آن‌ها فقط قدری در پرداخت آن را بسط می‌دهند و پیاز داغش را زیاد می‌کنند، در حالی که قضیه فراتر از این‌هاست. بنابراین بازنویسی متون کهن نباید توسط نویسندگانی انجام شود که در نوشتن خلاقه تجربه و موفقیت کافی ندارند.

سرشار در پایان تصریح می‌کند: مطالعه‌ آثار موفق، کتاب‌های روان‌شناسی، تعلیم و تربیت و مبانی نظری ادبیات کودک ضروری است. این والدین، مربیان و اولیای مدارس هستند که با آگاهی حداقلی از معیارهای تشخیص کتاب خوب، می‌توانند مسیر دیده شدن آثار ارزشمند را هموار کنند یا برعکس، به رواج آثار ضعیف دامن بزنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha